معين الدين محمد زمچى اسفزارى

20

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

از افاضت سحاب معدلت و مرحمت او طراوتى ديگر گرفت ] ، و اهالى هرات بديدار [ خجسته آثار ] او چنانچه مردهء و تشنهء به آب حيوان حياتى تازه يافتند ، [ نظم ] : بازآمد آنكه ملك به دو بختيار شد * باز آمد آنكه بخت به دو كامكار شد بيدار بود فتنه كنون مست خواب شد * سرمست بود دهر كنون هوشيار شد مانده از حاشيه صفحهء قبل

--> كه در ولايت هراةرود از كروم و باغات و غيرها و در كوسويه و زير پل و در ولايت فوشنج و مزرعهء كارچه و فراهه باشد و ملوك ماضيه در قرون سابقه و عهود سالفه بتعدى گرفته باشند آن را به تمام و كمال به تصرف وكلاء و عمال ايشان باز گذاشته شد تا تصرف مالكانه نمايند و هيچ آفريدهء از گماشتگان ما در آن نزاع نكنند . چون درين چند سال اختلال احوال بخدام آن صاحب صاحب‌كمال حميده خصال راه يافته بوده و اين ضعيف ميخواهد كه در تدارك و تلافى آن باقصى الغاية و الامكان مشغول گردد و از آن جمله يكى اين بود كه در قلم آمد . همه جماعت كاركنان و گماشتگان درين مواضع رعايت و نگاه داشت برزيگران و كاركنان ايشان واجب دانند و بدانچ رجوع نمايند در هيچ باب مدد و معاونت بىدريغ دريغ ندارند . برين جمله بروند و اعتماد نمايند . كتب فى الثالث و العشرين من الصفر ختم بالخير و الظفر لسنة ثلاث و خمسين و سبعمائه بمقام هرات صانها إله عن الآفات و البليات . به خط العبد محمد باقر كرت » ص 649 - 650 از كتاب « فرائد غياثى » .